عشق ویرانگر_اختلال شخصیت اجتنابی_نامزد ترسو

💜فهرست مشخصات شخصیت اجتناب کننده💜

✅او از فعالیت های حرفه ای که نیازمند تماس با دیگران است، به خاطر ترس از انتقاد، طرد شدن و عدم تایید اجتناب می کند.

✅نمی خواهد با دیگران درگیر شود، مگر اینکه مطمئن باشد او را دوستدارند.

✅به راحتی وارد روابط صمیمانه و نزدیک نمی شود، زیرا می ترسد مورد تمسخر قرار بگیرد یا خجالت زده شود.

✅زمانی که در موقعیت اجتماعی است، دائمأ به طرد شدن و مورد انتقاد قرار گرفتن فکر می کند.

✅در موقعیت اجتماعی جدید، به خاطر احساس ناکارآمدی، ناراحت است از آن اجتناب می کند.

✅از نظر خودش مهارت اجتماعی ندارد، از لحاظ شخصی مطلوب و مور قبول نیست و از لحاظ اجتماعی خود را پست تر ازدیگران می داند.

✅او تمایلی به خطر کردن شخصی یا ورود به فعالیت های جدید ندارد، زیرا سر در گم میشود.

😐همه چیز درباره اختلال شخصیت اجتنابی😐

اگر نامزد شما یکی از علایم بالا را دارد، احتمالا درگیر کسی هستید که یا از رابطه می ترسد. ممکن است متوجه شوید که نامزدتان عمیقا از طرد انتقاد می ترسد یا شاید نزدیک شدن به او برای شما دشوار باشد، زیرا او دور و دست نیافتنی است. اگر فکر می کنید نامزدتان از رابطه می ترسد، بنابر نظر روان شناسان این فرد شخصیت اجتناب دارد. به داستان جسیکا توجه کنید و چیزهای بیشتری درباره ی تیپ شخصیتی هراسان یاد بگیرید و بدانید اگر نامزدتان در چنین قالبی قرار گرفت، چه باید بکنید.

داستان جسیکا

زمانی که با گری ملاقات کردم، برنامه ریز کامپیوتر بودم. گری آرام و بانمک بود و در استراحتگاه محل کار، کنار من می نشست. من سریع جذب او نشدم و زمان زیادی طول کشید تا او را بشناسم. گری آرام بود و زیاد حرف نمیزد. اگر هر روز کنارش نمینشستم، هیچوقت حرف نمی زد. سرش توی لاک خودش بود. روی کارش متمرکز بود. کار ما هم به شکلی بود که می توانستیم تنها باشیم و نیازی به اجتماعی شدن نبود. شما میتوانی مدتها پشت میزت بنشینی، حتی تمام روز، در یک محل کار کوچک و با هیچ کس تماس نگیری!

با او احوال پرسی می کردم، در ابتدا ناراحت بود و حتی به من نگاه هم نمی کرد. همچنان که زمان می گذشت، بیشتر حرف میزد و با من شروع به گفت و گو کرد. ما دوستی خوب و راحتی پیدا کردیم و در رابطه با کار و محبت درباره ی فیلم ها، نقاط و علایق مشترکی داشتیم. در آن زمان ان زیادی نداشتم، زیرا فقط شش ماه بود که در خیابان سنت لوئیس زندگی می کردم. زمستان به خاطر کارم به آنجا رفته بودم. صادقانه بگویم زیاد بیرون نمیرفتم. من دوستان خوبی را در محیط کارم و سالن ژیمناستیک ملاقات کردم، اما می خواستم محدوده ی اجتماعی ام را بزرگتر کنم و یک رابطه ی عاطفی هم داشته باشم. اما گری فرد مناسبی برای من نبود. هیچ گاه به قرار گذاشتن با او فکر نمی کردم. یک روز به من گفت که می خواهد به دیدن فیلمی برود که هر دو آن را دوست داشتیم. من او را به عنوان یک دوست می دیدم، بنابراین می توانستم به راحتی پیشنهادش را قبول کنم. او در طول شب ناراحت، خیلی آرام و خجالتی بود. می خواستم کمکش کنم تا احساس خوبی به دست آورد. بنابراین بیشتر شب را با او صحبت کردم و سوالات زیادی از او پرسیدم. بعدازظهر خوبی نبود و من خسته از تلاش برای کمک به هر دو نفرمان برای داشتن اوقاتی خوش، به خانه برگشتم. از طرف دیگر احساس می کردم با گری می توانم خودم باشم. او مهربان به نظر می رسید. احساس می کردم می توانم از گری در مقابل دیگران که فکر می کردند، کناره گیر و مرموز است دفاع و محافظت کنم.

ما بیشتر و بیشتر با هم بیرون می رفتیم و هنگامی که در کنار هم به نقطه ی آسایش می رسیدیم، همه چیز راحت به نظر می رسید. من هنوز او را یک دوست میدانستم و ایده ی عاشقانه ای در موردش نداشتم. ما بیرون میرفتیم، شام میخوردیم، موتور سواری می کردیم و قدم میزدیم. او بیشتر از قبل حرف میزد، اما هیچوقت جزئیات شخصی و صمیمانه ای در مورد زندگی اش برای من تعریف نمی کرد. او محافظه کاری می کرد و دیواری اطراف خودش داشت که نمی گذاشت زیاد نزدیکش شوم.

اولین شبی که مرا بوسید، به یاد می آورم. او مرا از سینما به خانه برد و زمانی که جلوی در رسیدیم مرا به سمت خودش کشید و لبانم را بوسید. او آشکارا عصبی بود و من چنین انتظاری نداشتم. او حتی دستم را هم نگرفت. بعد از بوسه صورتش سرخ شد و شروع به معذرت خواهی کرد به او گفتم چیز مهمی نیست. او به سرعت رفت و بقیه ی تعطیلات خبری از او نداشتم.

برایش پیام گذاشتم و هنگامی که روز دوشنبه او را در محل کار دیدم و صحبت کردیم، فکر می کنم از اینکه عصبانی نبودم، احساس خوبی پیدا کرد. من هیچ گاه احساس جنسی نسبت به او نداشتم. او در سکس راحت بود، اما شهوانی نبود. ما رابطه ی خودمان را نزدیک تر کردیم. اما در پس ذهنم می دانستم که نمی خواهم برای همیشه با او بمانم و احساس گناه می کردم. من چیزی بیشتر از آسایش و راحتی از رابطه می خواستم. گری دوست خوبی بود اما آنچه که من از یک دوست پسر میخواستم نداشت. احساس گناهم مرتبا بیشتر می شد زیرا آن قدر که او به من توجه داشت، من به او توجه نمی کردم. متوجه شدم گری به خاطر کار کردن با دیگر افراد گروه، اضطراب دارد و احساس ناامیدی بیشتری پیدا کردم. هرچند او با من احساس راحتی داشت، اما از ملاقات های کاری و فعالیتهای اجتماعی بیرون از محیط کار، متنفر بود.

در رابطه ی قبلی ام، دوستانی داشتیم که با آنها بیرون می رفتیم. من از لحاظ اجتماعی فعال تر بودم. گری نمی خواست که دوستان نزدیک بیشتری داشته باشد و به پارتی برود و اجتماعی شود. همچنان که بیشتر او را میشناختم، در مورد قابل اعتماد نبودن دیگران با من صحبت می کرد و این که خیلی ها علیه او کار می کنند. اگر با دیگران بیرون میرفتم عصبانی می شد و فکر می کرد که نمی خواهم با او باشم. او حساس می شد و من مجبور می شدم چند روز را صرف اطمینان دادن به او و یا علاقه ام نسبت به او بکنم. بودن با گری انرژی زیادی می طلبید و احساس می کنم تمام کار بر دوش من بود. او زیاد انرژی صرف این کار نمی کرد. یادم نمی آید که حتی یکبار به من گفته باشد تو زیبا هستی و یا دیگر تعارفات متداول،بزرگترین اشتباه من این بود که به خانه ی گری اسباب کشی کردم. اجاره خانه ی من بالا بود و این کار، منطقی به نظر می رسید. رابطه ی ما به تدریج حالتی فلسفی به خود گرفت، هرچند ما سکس داشتیم، اما سکس ما چندان مهیج نبود و من رغبتی به آن نشان نمیدادم. او معمولي و خسته کننده بود. هرچند گری را دوست داشتم، اما عاشق او نبودم. او از رابطه ی ما راضی بود و به نظر می رسید، میل بیشتری ندارد. او از اینکه در خانه بماند و هر جمعه و شنبه شب فیلم تماشا کند، راضی بود. هیجان زده نبود و به نظر می رسید که هیچوقت تغییر نمی کند. همیشه موهایش را به یک شکل اصلاح می کرد، لباس یکسانی می پوشید و ماشین مدل قدیمی یکسانی سوار می شد و از این کار لذت می برد. او تمایلی به بیرون رفتن با دوستان من نداشت، زیرا هیچ نقطه ی اشتراکی با آنها نداشت. درست است که دوستانم فکر می کردند او عجیب و غریب است. اما علت اصلی این بود که او با کسی حرف نمی زد و رفتارش عجیب و غریب بود. گاهی اگر مجبور میشد جلوی بقیه صحبت کند، شديدأ عصبانی میشد و نمی توانست تماس چشمی داشته باشد. او برای تغییر، تلاش نمی کرد و درصورتی که به او میگفتم باید تلاش یا تغییر کنی، شدید آشفته و عصبانی میشد. او کناره گیری می کرد و با سکوتش مرا مجازات می کرد تا از او معذرت خواهی کنم.

یک شب با دوستم بیرون رفتم و اریک را ملاقات کردم. او ادم خوش مشربی بود و به من علاقه نشان میداد و سرگرم کننده بود. به تدریج با او ملاقات می کردم و با هم صحبت می کردیم. به تدریج ظرف چند ماه اریک را شناختم و متوجه شدم که در رابطه ام باگری خودم را گم کرده ام. گری خطر پذیر نبود. او دائمأ نگران بود که دیگران او را دوست نداشته باشند، تمایلی به رشد و تغییر نداشت و در مورد هیچ چیزی شور و شوق نشان نمی داد، نسبت به هر چیزی بدبین بود، به ویژه نسبت به دیگر انسان ها. با گری نمی توانستم هیجان داشته باشم و کسی نبود که در جزئیات زندگی ام با او سهیم شوم. زمان زیادی لازم بود تا شجاعت پیدا کنم و این مسئله را به او بگویم، زیرا میدانستم که حسابی ناراحت می شود. یک شب بعد از تماشای فیلم به او گفتم. او نشست و به من خیره شد و گفت: من مثل دیگران هستم که برای او ارزشی قائل نیستند و می دانسته که نهایتا او را ترک خواهم کرد.او به گونه ای رفتار می کرد که گویی منتظر بوده این خبر را به او بدهم. هیچ گاه نمیدانستم آیا متوجه است که دارم از او دور می شوم، یا اینکه به طور طبیعی این قدر بی اعتماد است. از من خواست که اتاق محل کارم را تغییر دهم. من از او جدا شدم و فعالیتم را زیاد کردم. در محیط کار، از دیدن من معذب میشد و به سختی با من صحبت می کرد. تنش های کاری برایم دشوار بود، اما بالاخره کارم را تغییر دادم. من هنوز با اریک رابطه دارم و خیلی خوشحال ترم.

😑شخصیت ترسو😑

همین طور که ما به زندگی ادامه میدهیم، متوجه می شویم که چگونه باید زندگی را هدایت کنیم و در میان مردم دست به آزمایش میزنیم تا افراد جدیدی را پیدا کنیم و از تجربه ی زندگی جدید لذت ببریم. ما یاد می گیریم که ارتباط برقرار کنیم، ابراز وجود کنیم و نیازهای خودمان را برطرف کنیم و به طور همزمان بپذیریم که دیگران نیز در حال آزمایش ما هستند و به دنبال ارتباطند. در طول زمان به خاطر ارتباط با دیگران از خودمان قدردانی می کنیم و سعی می کنیم دامنه ی آسایش و راحتی مان را در جهان اجتماعی بالا ببریم. برخی از مردم ظاهرا هیچ وقت این مانورهای اجتماعی ظریف را یاد نمی گیرند. آنها همیشه در جهان ارتباطی گم میشوند. به نظر میرسد میترسند که دیگران آنها را آن گونه که هستند، دوست نداشته باشند و برای آنچه که دارند، ارزشی قائل نباشند. در نتیجه بلافاصله انگیزه های دیگرانی را که با آنها تعامل دارند، زیر سئوال می برند. البته این ترس بیشتر، منعکس کننده ی نداشتن عزت نفس است تا حقیقتی درباره ی دیگران. با این وجود تیپ شخصیت ترسو احساس بی ارزش بودن را به جهان، فرافکني می کند و در نتیجه بسیار گوشه گیر می شود و از طرد شدن و عدم تایید دیگران می هراسد. به گونه ای واقعی انتظار آنها برای طرد شدن، باعث می شود به کوچک ترین تهدید برای طرد یا تنفر احتمالی توسط کسانی که آنها را ملاقات می کنند، حساس شوند. برخلاف نامزد منزوی، نامزد ترسو به دیگران تمایل دارد، اما ترس اقتضا می کند که از دیگران اجتناب کند.

افرادی که شخصیت ترسو دارند، در محیط های حرفه ای اغلب احساس ناراحتی می کنند. هرچند بیشتر کارها مستلزم تماس با دیگران است، این تیپ شخصیتی می ترسد که مورد ارزیابی و انتقاد دیگران قرار بگیرد. بنابراین شاید تلاش کند در محیط کار، زیر دید رادار پرواز کند و به هر قیمتی شده از گردهمایی های اجتماعی بگریزد. برای شخص اجتناب کننده کار می تواند خطرناک باشد، زیرا ممکن است احساس کند ناخواسته وارد موقعیتهایی میشود که لزوما با پروژه های گروهی درگیری پیدا می کند.

شخص اجتناب کننده نمی خواهد شکلی از چراغ راهنما باشد و از نقش رهبری هراس دارد. این فرد جزء گروهی نیست که نیاز دارند در معرض دید و مورد ارزیابی دیگران قرار بگیرند. آنها سطوح فراگیری از مسئولیتهای ارتقای شغلی و جایگاهی که رؤسا، عملکرد آنها را قضاوت و ارزیابی می کنه نمی پذیرند. فرد اجتناب کننده از انجام کار در تنهایی خوشنودتر است؛ یعنی جایی که بتواند تشویق های دیگران را دور بزند. دیگران به این مسئله توجه می کنند، نه فقط به تعاملات او و رفتارش، بلکه به لباس و آداب دانی او هم کاملا آگاهند. درست مثل آفتاب پرست، افراد اجتنابی در شناسایی و یکرنگ شدن با محیط، به خاطر کاهش خطر اطراف مهارت دارند. اما نمیدانند که این گونه بیشتر مورد توجه قرار خواهند گرفت.

تاکنون متوجه شده اید که شخصیت اجتنابی با کشمکش های درونی متعددی سر در گریبان است. از یکطرف نیازمند رابطه است که امنیت و اعتماد را برایش داشته باشد و در عین حال می ترسد خودش را در معرض این روابط قرار دهد و از ترس طرد شدن و مورد انتقاد و قضاوت قرار گرفتن، نمی خواهد رابطه را شروع کند.

می بینید که شخصیت اجتنابی با چالش های زیادی دست به گریبان است. بیشتر ما به زودی میفهمیم برای اینکه با دیگران ارتباط داشته باشیم، رابطه ی صمیمی و دوستی مان باید خطرپذیر باشد. باید به دیگران اعتماد کنیم و بگذاریم وارد زندگیمان شوند، و در عوض انتظار داریم که دیگران به ما اعتماد کنند و اجازه دهند وارد زندگی شان شویم. ارتباط داشتن، مستلزم اعتقاد و ایمان به دیگران و درجه ای از اعتماد نسبت به یکدیگر است. ما باید در دسترس باشیم و در دسترس بودن، همیشه نیازمند ایمان داشتن به حسن نیت دیگران است.

تیپ های شخصیتی ترسو تنها افرادی نیستند که با بی اعتمادی و اضطراب دست به گریبانند. به عنوان روان شناس، ما اعتماد کردن را برای درمان همه ی بیماران مان، در درجه ی اول اهمیت قرار میدهیم. بیشتر ما وارد رابطه می شویم به امید اینکه رابطه، دو جانبه و ایمن باشد. اما در زندگی اسیب می بینیم و میدان را خالی می کنیم. برای اینکه از روابط گذشته دل بکنیم و به دنبال روابط جدید باشیم، یاد می گیریم که از عهده ی این ناامیدی ها براییم و بدون عقب نشینی به خاطر ترس، از دردهای آینده درس خوبی می گیریم. برعکس، شخص اجتنابی، دائمأ با اعتماد مشکل دارد. افراد اجتنابی تنها زمانی وارد رابطه میشوند که برای آنها مورد قبول و برای عشق ورزی تضمینی وجود داشته باشد. البته برای هیچ رابطه ای این ضمانتها وجود ندارد. افراد اجتنابی به راحتی رابطه را شکل نمی دهند و هنگامی هم که این کار را می کنند، دائمأ نامزدشان را از لحاظ وفاداری و ارادت تست می کنند و نمی خواهند از ناامیدی های قبلی درس بگیرند. آنها نمی توانند این حقیقت را بپذیرند که هیچ چیز دوست نداشتنی یا انزجارآوری در وجودشان نیست. در نتیجه فقدان اعتماد در هر رابطه ای آنها را همراهی می کند و اضطرابی که به وجود می آورد، می تواند از ابتدا ارتباط را دچار مشکل کند.

افراد اجتنابی ترسو هستند و از رابطه هراس دارند. آنها هنر پرواز کردن زیر رادار را در ظاهر و رفتارشان به طور کامل دارند. شما هیچ گاه نمی بینید که فرد اجتنابی به اجرای موسیقی بپردازد یا داوطلب شرکت در نشستهای موسسه باشد. آنها از نزدیک شدن به دیگران هراس دارند و به سختی می توانند روابط جدید را ایجاد کنند یا مسائل شخصی شان را باز کنند. آنها از اینکه چند دوست نزدیک داشته باشند خوشنودترند تا یک شبکه ی اجتماعی بزرگ. شبهای شنبه در خانه نشستن و تلویزیون تماشا کردن برای آنها لذت بخش تر از در شهر به گردش پرداختن و به میهمانی رفتن است. آنها به دنبال ارتقای شغلی نیستند و در پروژه های کلوپهای اجتماعی نیز سهیم نمی شوند. الگوی فرد اجتنابی این است که وابسته به خودش باشد و کارش را آرام انجام دهد، به دور از چشم های ارزیابی کننده. هرچند بسیاری از ما در اندازه های مختلف خجالتی هستیم، خجالتی بودن افراطی و بی اعتمادی بیش از حد ناشی از اضطراب، باعث تنشها و نقصان هایی در رابطه و امور زندگی می شود.

😑چه چیزی شخصیت اجتنابی را می سازد؟😑

شخص اجتنابی در کودکی بسیار خجالتی و آرام است. حتی در نقش یک کودک هم افرادی که این سبک شخصیتی را دارند، از لحاظ اجتماعی با مانع رو به رو هستند و در فعالیتهای اجتماعی یا گروهی احساس ناراحتی می کنند. کودک ممکن است از رفتن به مدرسه خودداری کند، زیرا در مقابل تقاضاهای دیگر بچه ها در مدرسه احساس ناراحتی می کند، زیرا در موقعیت آموزشی جدید قرار می گیرد، بدون اینکه تضمینی برای پذیرشش باشد. شخصیت اجتنابی مانند دیگر اشکال افراد خجالتی، یک ارتباط ژنتیکی دارد و رفتارهای کودکی به بزرگسالی هم سرایت می کند.

به هر حال محیط ممکن است نقش مهم تری را در تمایل فرد به اجتناب، بازی کند. اشخاصی که اجتنابی هستند، اغلب سابقه ی فامیلی و خانوادگی اضطراب و ترس دارند. این والدین یک سبک سرپرستی دارند که بیش از حد، حمایتی و مبتنی بر ترس است. آنها با اجتناب ناشی از ترس مرضی یا ترس شدید به موقعیت های روزمره، واکنش نشان میدهند و ترس خودشان را نسبت به واکنش افراطی و ارزیابی بیش از حد تهدیدها در موقعیتهای اجتماعی، به کودک منتقل و او را حساس می کنند. زمانی که این مدل سازی والدینی با تمایل طبیعی کودک به خجالتی بودن و انزوا ترکیب شود، می تواند اثری قوی و بادوام داشته باشد. مطالعات مربوط به سوابق بزرگسالانی که معیار شخصیت اجتنابی دارند، بیان می کند که سطح بالایی از سوءاستفاده را در کودکی داشته اند. این شواهد، فقدان اعتماد شخص در رابطه با دیگران، نیاز به ارزیابی دائمی و جست وجوی پذیرش بی قید و شرط را نشان میدهد.

👩‍❤️‍👨فرد اجتنابی به عنوان همسر👩‍❤️‍👨

تلاش برای حفظ رابطه با یک فرد اجتنابی خسته کننده است، این طور نیست؟ صادقانه بگوییم همین طور است! تست ها و آزمون هایی که فرد اجتنابی، همسر رمانتیکش را در آن قرار میدهد، اغلب بی رحمانه است. افراد اجتنابی نیاز به تضمین دائمی و پذیرش بدون انتقاد دارند. همسر شما، عشق بدون شرط و تایید فراوان از جانب شما می خواهد، اما در این فرآیند شما را دیوانه می کند، زیرا نمی تواند متقابلا به شما عشق بورزد. هیچ تضمین و مهربانی از جانب شما کافی نخواهد بود. اگر در رابطه با فرد اجتنابی هستید، ممکن است به خاطر تقاضاهای احساسی دائمی همسرتان آزرده خاطر و متنفر شوید. در این روابط شاید احساس نابودی کنید یا نیازهای احساسی و اجتماعی تان برطرف نشود؛ در حالی که دائما تلاش می کنید او را قانع کنید که شیفته ی او هستید، به او وفادارید و او را می پذیرید.

حتى فازهای اولیه ی رابطه هم می تواند یک چالش باشد. شخص اجتنابی در ابتدا دور از شما و منزوی است و عشق بازی های اولیه تان مثل بازی موش و گربه است که باعث می شود شما همچنان با چالش روبه رو باشید و برانگیخته بمانید. ممکن است تلاش زیادی کنید تا شریکتان را به قرار گذاشتن با ابراز علاقه به خود، ترغیب کنید. حال شاید به گذشته برگردید و متوجه شوید که بدون تلاش هرکولی، هیچ گاه این رابطه از زمین بلند نمیشد. ممکن است متوجه شوید که اضطراب و بی میلی همسرتان برای اعتماد، گریبان احساسات عمیق شما را می گیرد و درگیرتان میکند.

حتی بعد از اینکه قرار و مدار را شروع کردید، همسرتان احتمالا اطلاعات خصوصی اش را با شما در میان نمی گذارد و ممکن است زمانی که شما احساسات و امیالتان را به او می گویید، دچار ترس شود. هرچند شاید او از توجه شما تا حدی استقبال کند، اما همیشه اضطراب فرآیند اعتماد کامل به شما را به تعویق می اندازد و با کندی مواجه می کند. افراد اجتنابی از افشای خودشان هراس دارند زیرا به طور درونی متقاعد شده اند که دیگران آنچه را از او می بینند، دوست ندارند.

ممکن است متوجه شوید زندگی باشخص اجتنابی ارتباطات تان را محدودتر کرده است. افراد اجتنابی، از لحاظ اجتماعی بسیار محافظه کارانه عمل می کنند و ممکن است متوجه شوید، رویکرد آنها در زندگی فاقد به هیجان است و روند خسته کننده ای را طی می کند. آنچه که در ابتدا نسبت به شما محتاطانه و مسئول احساس می شود، اکنون به یک موضوع آزاردهنده تبدیل می شود. فردی که شخصیت اجتنابی دارد، زندگی اش و افرادی را که در آن هستند، بسیار محدود می کند تا از عهده ی ترس و اضطراب نسبت به آسیب دیدن و طرد شدن از طرف دیگران برآید. شریک اجتنابی شک و تردیدهایی دارد و انتظار دارد که دیگران او را رها کنند و به او آسیب بزنند. بنابراین هر نظر طنزآمیز و با حسن نیتی، به عنوان شاهدی بر غیرقابل اعتماد بودن دیگران تلقی می شود و یا اینکه دیگران او را طرد می کنند یا مورد انتقاد قرار میدهند. اگر شما یا هرکسی این فرد را در کمترین حدی انکار کنید یا تایید نکنید، فوق العاده احساس ناراحتی و متروک ماندن می کند. در نتیجه ممکن است احساس کنید که نمی توانید منظورتان را به درستی در رابطه بیان کنید.

در طول زمان متوجه می شوید که همسرتان اضطراب های دیگری هم دارد و ممکن است شدید غمگین شود. برعکس برخی بیماریهای شخصیتی دیگر، فردی که معیارهای بیماری اجتنابی را دارد، سطح قابل توجهی از تنش درونی دارد. فروید این شخص را نروتیک (روان رنجور) می نامد. زندگی ای که در ترس و نگرانی فراگیر ریشه گرفته باشد، می تواند خسته کننده و گاهی باعث هراس فرد افسرده شود. ممکن است تجربه کنید که همسرتان اضطراب زیادی در مورد حضور در موقعیتهای اجتماعی دارد که در آن احساس می کند مردم به او نگاه می کنند و سپس قبل یا بعد از این تجارب افسرده میشود. این اضطراب دائمی می تواند منجر به خستگی احساسی مزمن و افسردگی سطح پایین شود. به طور طعنه آمیزی این مشکلات مزاجی می تواند متارکه ی واقعی را در رابطه باعث شود.

🤷‍♂️چرا من جذب شخصیت ترسو شده ام؟🤷‍♂️

اگر من اکنون در رابطه با شخص ترسو هستم، یا اگر سابقه ی روابط با اشخاص ترسو را دارم، چه باید بکنم؟ اگر جذب سبک هراسان و نیازمند این گونه افراد شده ام، چه باید بکنم؟ همه ی اینها ضرورتا به این معنی است که شما جذب کسی شده اید که:

✅معتقد است شما به طور طبیعی منتقد او هستید و او را انکار می کنید.

✅او از ماندن با شما هراس دارد، مگر اینکه بدون قید و شرط او را بپذیرید یا به او تضمین دائمی بدهید. همچنین او از افشای رازهای شخصی اش به خاطر ترس از طرد شدن امتناع می کند.

✅احساس ناکارآمدی دارد و از دست زدن به کارهای جدید به خاطر ترس ازتمسخر یا انتقاد، امتناع می کند.

✅این ایده که شما نهایتأ او را ترک می کنید و بیوفا هستید، همیشه ذهنش را مشغول می کند.

ف✅کر می کند شما در افکار و نیت هایتان بدخواه او هستید.

✅همیشه از موقعیت های اجتماعی اجتناب می کند، زیرا آنها را گیج کننده میداند.

پس چرا دنبال یک شخصیت ترسو می گردید؟

این مسئله چه چیزی را درباره ی شما و یا محرکهای جذبتان نشان میدهد؟ ممکن است چالش بازی موش و گربه شما را جذب کند. نزدیک شدن به شخص اجتنابی در ابتدا بسیار دشوار است و این موضوع می تواند برای برخی وسوسه انگیز باشد. طبیعت انسان به گونه ای است که همیشه دنبال چیزی است که نمی تواند داشته باشد و همین طور چیزهایی که به دست آوردن شان مستلزم تلاش زیاد است. این مسئله به ویژه دررابطه با عاشق فرد اجتنابی شدن، صادق است. در اینجا همان شخصیت خرگوش ترسوی قدیمی مطرح است و آغوش خوب و مهربان و دلسوزی زیاد کار را تمام می کند. این شخص از لحاظ احساسی آن قدر شکاک و ضعیف النفس است که می تواند همه ی آنچه که دل نازک تان را تسخیر می کند، به شما ارائه دهد فرد اجتنابی که در ابتدا دور است، با احساسات یا افشای رازهایش جلو نمی آید.

ممکن است متوجه شوید هرچه شما برای جلب اعتماد و توجه او بیشتر تلاش می کنید، پاداش بیشتری دریافت می کنید. این تغییر مثبت در اعتماد و علاقه ی ظاهری باعث میشود که دنبال چیز بیشتری باشید. تحقیقات اساسی روان شناسی نشان میدهد که پاداش اتفاقی یا یک در میان زمانی اثرگذار است و الگوی رفتاری جدید را مستحکم می سازد. مانند یک موش آزمایشگاهی شرطی شده ممکن است بخواهید که اهرم را دائما فشار دهید تا پاداش کوچکی بگیرید؛ شاید یک نشانه ی کوچک دلسوزی، اعتماد یا خطر کردن اجتماعی. همه ی اینها خوب است اما مشکل اینجاست. شما همه ی کار را انجام میدهید، در حالی که شریک اجتنابی منتظر می ماند تا خودتان را قابل اعتماد نشان دهید که این یک وظیفه ی غیرممکن است. سوال مهمی که باید از خودتان بپرسید این است: آیا این الگو برای شما جذاب است؟ آیا متوجه شده اید که چرا در یک رابطه ی جدید جذب تیپهای منزوی و گوشه گیر و بی میل میشوید؟ آیا سخت کار می کنید تا رابطه تان را سرپا نگه دارید؟ چرا می خواهید یک همسر بی میل را ترغیب کنید و در مقابل او پیروز شوید؟ اینها سوالات سختی است و در عین حال بسیار ضروری می باشد. ما می خواهیم الگوهای ارتباطی را بازسازی کنیم، حتی آنهایی که سالم نیستند. این الگو احتمالا در کودکی ما ریشه دارد و به تدریج تقویت شده است .آیا این الگو در بزرگسالی شما هم ادامه می یابد؟ آیا الگوی راضی کردن همسر بی میل، برای شما فایده ای دارد؟ آیا این الگو در بزرگسالی شما هم ادامه دارد؟ اگر این طور نیست زمان آن رسیده تا با فردی صحبت کنید که تغییراتی در این چرخه به وجود آورید. در حالی که برای مراقبت از دیگران تربیت و برنامه ریزی شده ایم، وارد جهان قرار و مدار می شویم. اما چه موقع شما بیشترین کشش را پیدا می کنید؟ اگر به خاطر نیاز شدید پرستاری و مراقبت و محافظت، جذب شخصیت اجتنابی می شوید، خود تحقیر میشوید و مورد استهزا قرار می گیرید. به نظر ما این رابطه راه به جایی نمی برد.

از آنجایی که فرد اجتنابی نیاز اشباع نشدنی به تضمین و تایید دارد، شما دائما این چیزها را فراهم می کنید، اما این کار پایانی ندارد. ممکن است متوجه شوید چیزی که زمانی جذاب بود، اکنون معضلی سخت و طاقت فرساست. اغلب مردم، بیش از حد معمول در رابطه با فرد اجتنابی می مانند، زیرا آنها احساس بدی (حس عذاب وجدان) نسبت به ترک کردن دارند.

همان طور که دیدید، شخص اجتنابی می تواند به دلایل متعدد وابسته شود:

اول اینکه سیستم حمایتی آنها بسیار محدود است و باعث میشود که وابسته به چند نفری شوند که با آنها ارتباط دارند.

دوم اینکه به خاطر مهارت های اجتماعی، فرد اجتنابی اغلب رشد کمی داشته است. آنها به چند فرد نزدیک قابل اعتماد برای محافظت و مشاوره تکیه می کنند.

سوم اینکه فرد اجتنابی در طول زمان، از اینکه از او مراقبت می کنید احساس راحتی می کند و بنابراین از رابطه رضایت بیشتری دارد. آنها راضی هستند که فقط چند دوست داشته باشند و نیاز به ماجراجویی و ارتباط بیشتر را مادامی که رابطه قابل اعتماد باشد، ندارند.

🏡زندگی با شریک اجتنابی🏡

اگر شما با این تیپ شخصیتی زندگی می کنید یا قرار می گذارید، متوجه می شوید که ویژگیهای همسر شما بسیار فراگیر و درهم تنیده است. همسر ترسو سابقه ی طولانی ناراحتی اجتماعی، ترس و طرد شدن دارد. ماندن در کنار همسر ترسو و مضطرب، یک کار تمام وقت است و شما زمانی که بخواهید به نیازهای خودتان توجه کنید، تنها می مانید. مانند دیگر بیماریهای شخصیتی که در این کتاب آمده است، تیپ اجتنابی نیاز به مراقبت زیاد دارد. بیشتر منابع احساسی شما با تضمین دائمی گره میخورد. اگر با وجود این ارزیابی های عاقلانه، باز هم می خواهید با این فرد بمانید، ما ایده هایی را برای کاهش بدترین کشمکشها و درگیری هایی که به خاطر دوست داشتن فرد اجتنابی با آن روبه رو خواهید شد، ارائه می کنیم.

🌹در مورد انتظاراتتان واقع بین باشید🌹

یک بار دیگر باید تاکید کنیم که الگوهای احساسی فراگیر و درهم تنیده ی هر فرد مبتلا به بیماری شخصیتی به راحتی تغییر نمی کند. به خاطر داشته باشید که اجتناب اضطرابی و بی اعتمادی او اکنون بخشی از وجودش است. حداقل این مسئله را زمانی که از دوست تان می خواهید تغییر کند، در نظر داشته باشید. درخواست برای اعتماد کردن، وارد شدن به قلمروی اجتماعی جدید یا انگیزه برای کمک، رشد و پیشرفت رابطه ی شما می تواند برای همسرتان ترس آور و آزار دهنده باشد. اگر بتوانید انتظارات تان در حد کم و منطقی کنترل کنید، احتمال موفقیت های مختصری وجود دارد.

به آرامی ولی صادقانه به همسرتان بگویید چه نیازی دارید.زمانی که تلاش می کنید مسائل خود را با همسرتان حل کنید، در یک موقعیت پرمخاطره به سر می برید. مطرح کردن نیازها از سوی شما، می تواند ترس همسر را نسبت به انتقاد و متارکه تقویت کند. همسرتان با عصبانیت یا ناراحتی واکنش نشان میدهد یا زمانی که این بحثها را مطرح کنید، از شما دور می شود. به خاطر داشته باشید، همسرتان تلاش می کند خودش را از ترس شدید به خاطر طرد شدن رها کند. نگرانی در مورد شخصی شکننده ی این فرد ممکن است، مانع مطرح کردن آرزوهای تان، یا کار کردن برای رابطه، یا تقاضا برای برطرف کردن برخی از نیازهایتان شود. تغییرات واقعی در حالتی که شما در اجتناب از کشمکش ها و برای برطرف کردن نارضایتی با همسرتان تلاش می کنید، رخ نمیدهد. توصیه می کنیم با مهربانی و آرامش (اما به طور جدی) نیازها و نگرانی هایتان را مورد توجه قرار دهید، در حالی که تعهد و توجه تان را دنبال می کنید. اگر همسرتان بپذیرد که شما نمی خواهید از رابطه خارج شوید، بلکه می خواهید آن را مستحکم کنید، ممکن است در طول زمان آماده ی شنیدن باشد و پاسخ سازنده به شما را پیدا کند.

🤦‍♀️سعی کنید درهای جدیدی به روی خود و همسرتان باز کنید🤦‍♀️

رشد و تغییر مولفه های ضروری در هر رابطه ای وجود دارد، با این حال احتمال دارد که شخص اجتنابی، در یک روند جداشده و امن وارد شود. تلاش برای فعالیت ها و تجربیات اجتماعی جدید برای تیپ ترسو بسیار ترس آور است. او با روندهای معمولی و ثبات قابل پیش بینی که شما به ایجاد آن کمک کرده اید، علاقه ی بیشتری دارد و احساس راحتی می کند. رابطه ی شما ممکن است مانند پیله ی کرم ابریشم باشد، یعنی این گونه که هر چیزی در بیرون به طور بالقوه گیج کننده یا اضطراب آور به نظر برسد. این راکد ماندن، فقط برای اینکه همسر اجتنابی را راضی نگه دارید، می تواند برای شما بسیار دشوار باشد و باعث تنفر عمیق شما از رابطه و شریکتان شود.

به راه هایی فکر کنید که به آهستگی موجبات آرامش همسرتان را فراهم می آورد و برخی از نیازهایتان در این فرآیند رفع می شود. مثلا با نامزدتان درمورد قرار شبانه صحبت کنید، فعالیت هایتان را باهم برنامه ریزی کنید. و باکمال میل وارد قرار و مدار شوید. در ابتدا ممکن است بخواهید کاری انجام دهید که زیاد ماجراجویانه نباشد مثلا برای قدم زدن طولانی بروید و سپس چیزی دررستوران مورد علاقه تان بخورید. با گذشت زمان فعالیتهای را اضافه کنید مثلا یک رستوران جدید، یک گالری هنری و یا کنسرت رمز کار در این است که وقت خوبی را با همدیگر بیرون از روند معمولی بگذرانید. در طول زمان افراد جدیدی را هم وارد رابطه تان کنید.

اگرنامزد یا همسرتان از مشارکت سر باز می زند، وقتی را با دوستان تان بگذرانید یا حتی تنها باشید و لذت ببرید. البته انتظار نداشته باشید او از این کار خوشحال شود. منتظر واکنش های احتمالی او باشید. اما با وجود همه ی این مسائل اگر شما نگذارید اجتناب اضطرابی همسرتان، زندگی تان را مختل کند، همسر سالم تری خواهید بود. او را وادار کنید تا به پزشک مراجعه کند. هرچند اکنون دیگر میدانید که افراد مبتلا به بیماری شخصیتی چقدر در مقابل تغییر مقاومند، اما همچنان این امید وجود دارد که آنها در طول پیوستاری از سرسختی به انعطاف پذیری برسند. برخی ویژگیهای شخصیتی با صرف زمان، حوصله و تلاش سخت، تغییر می کند. اما به جای اینکه خودتان این مسئولیت را به عهده بگیرید، به شما توصیه میشود از افراد حرفه ای کمک بخواهید، چرا که متخصصان در رابطه ی کار با این گونه افراد تخصص و مهارت بالایی دارند. شخصیت اجتنابی از این لحاظ که اغلب در حالت استرس روان شناختی است، در میان دیگر بیماریهای شخصیتی منحصر به فرد است. زندگی با سطح بالایی از ترس و اضطراب بسیار دشوار است و شاید نامزد یا همسر اجتنابی شما برای کاهش درد و رنجش، انگیزه پیدا کند. از آنجایی که شخص اجتنابی اغلب ناراحت و مضطرب است، به دنبال کمک گرفتن و تغییر می باشد.

🏃‍♀️چه زمانی باید ترک کرد؟🏃‍♀️

بعد از تلاش زیاد برای ایجاد تغییر، به این نتیجه می رسید که این رابطه فایده ای ندارد. به خاطر خودتان و نامزدتان این رابطه را با نرمش و آرامش به پایان ببرید. مطمئن شوید که این رابطه را به طور مناسبی خاتمه می دهید ما توصیه می کنیم که دلایل این تصمیم را برای نامزدتان به آرامی و صادقان بیان کنید. به او یادآوری کنید که ذاتا عیب و ایرادی ندارد، بلکه شما از رابطه چیز بیشتری می خواهید. ترک کردن فرد اجتنابی بسیار دشوار است علت این امر حساسیت او به طرد شدن است. این کار مانند نابود کرد. آرزوهای یک بچه است. شاید احساس گناه کنید در مورد اینکه او هیچ گاه از این وضعیت رها نخواهد شد. هرچند هیچ یک از این ترس ها نباید مانع رهایی شما از چنین رابطه ی ناسالمی شود، اما آمادگی روبه رو شدن با آن را داشته باشید. از دوستان و خانواده کمک بخواهید. خوب غذا بخورید، ورزش کنید و روابط اجتماعی داشته باشید. ممکن است بخواهید تماس های دوستانه ی خود را با این نامزد برای کمک به گذر او از رابطه حفظ کنید، اما این بستگی به میزان صبر و گذشت شما نسبت به اذیت و آزار نامزدتان و توانایی برای حفظ حد و مرزها دارد، البته باید مطمئن شوید که واقعیت جدایی را به خوبی گوشزد کرده اید.

🤏خلاصه🤏

هر چند بیماری اجتنابی، زیاد بدخیم و خطرناک نیست، اما چنین نامزدی می تواند کاملا خسته کننده باشد. این نامزد که عمیقا از مورد تایید قرار نگرفتن می ترسد و دائما نگران بی ارزشی و ناکارآمدی خودش است، تا مطمئن نشود که شما دائما او را تایید خواهید کرد، وارد رابطه با شما نمی شود. حتی در این صورت ارتباط بسیار شکننده است و ممکن است احساس کنید یک پزشک یا والد هستید که در یک رابطه ی دوجانبه درگیر است. به سختی می توان تصور کرد او مانند یک جفت واقعی عمل کند . قبل از این که کار تمام وقت عشق ورزی همسر ترسو را به عهده بگیرید، مجدد خوب فکر کنید.

📱ما را در اینستاگرام دنبال کنید📱

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.